ندا آمد حسین دریای خونین هست در راهت
بگفتا من از این دنیا خیال معبری دارم
ندا آمد که دشت کربلا دشت خطرناکیست
بگفتا قاسم و عباس و عون و جعفری دارم
ندا آمد به قربانگاه قربانی شود لازم
بگفتا بهر قربانی علی اکبری دارم
ندا آمد غل و زنجیر از بهر که می باشد
بگفتا در اسارت عابد غم پروری دارم
ندا آمد که راه شام پر از خار می باشد
بگفتا بهر آن ره چون سکینه دختری دارم
ندا آمد تنی پامال سم اسب میگردد
بگفتا بهر سم اسب یارب من تنی دارم
ندا آمد زنانی چند میگردند اسیر دون
بگفتا در اسیری همچو زینب خواهری دارم
ندا آمد که چوب خیزران در شام میباشد
بگفتا بهر آن هم من لبان اطهری دارم
__________________
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
لينك | نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 23:14 توسط pat|