اين روزا خيلي حالم گرفتس..حوصله ي هيچكس رو هم ندارم.با همه دعوام ميشه.هيچكسو هم نمي تونم تحمل كنم.اصلا حس تابستونم نيست.همش ضد حاله..
الانم خوابم نمي اومد گفتم بيام يكم آپ كنم تا شايد بهتر شم.ولي خودم ميدونم فايده نداره!!
تااااااازه دعوام شده با بابام اساسي..اين خواهر بزرگترا هم كه هميشه كاسه ي داغ تر از آشن.از مامان باباي آدم بدترن.البته من خودمم خواهر بزرگترمااا..به اين گلي!كاش همه خواهر بزرگا مثه من بودن
فردا كلاس فيزيك دارم.تست هاي رو كه گفته بود حل كردم بعدشم كلاس زبان...
تكليفاي اونم نوشتم.
اين روزا همش با بي انگيزگي روبرو شدم.فيلمارو هم ديگه بيخيال شدم.نگاه نميكنم...![]()
كاشكي يه تغيير خفن اتفاق بيوفته يكم بيام رو فرم.رو حالت عادي!
به هر حال اگه شما ام حالتون گرفتس مي تونيد تو نظرات با من هم دردي كنيد اگه ام كه گرفته نيست كه خوش به حالتون![]()
فعلا ميرم بخوابم.منتظر آپ بعديم باشيد..
دوستون دارم...باي![]()
من كه خوبم..خدارو شكر.امتاحانارو هم كه خوب دادم.اما اين فقط ۵۰٪ قضيه است..انشالا خوبم تصحيح كنن..البته اين يه مورد مهم تره![]()
راستي تا يادم نرفته من ديروز نتونستم به خط خطي جون تولدشو تبريك بگم..ولي به جون خودم يادم بود.حالا همين جا بهش ميگم
![]()
تولدت مبارك![]()
![]()
تو اين يه مدت اصلا نتونستم آپ كنم.انشالا جبران ميكنم.
تابستونم شده...منم يادم مياد به آهنگ معروف و زيبايي
تابستونه ...فصل شادي و خنده ... بچه ها توي كوچه گرم بازي مثل چندتا پرنده...فصل .......![]()
![]()
الانا ديگه بايد يكم به علافي بگذرونيم تا ۱تير كه كلاساي تابستوني
شروع شه.
منم دارم يكم زبان انگليش مي خونم در كناره علافي كه خيلي ام بيخود نگذره..البته بيشترشو خوابم![]()
وقتي ام كه مي خوابم ديگه هيچي...همرو آب ميبره منو خواب
راستي راستي بچه ي عمم به دنيا اومد.پسره
موندم آرزو به دل يه ني ني دختر تو خانواده ي ما به دنيا بياد
من ني ني دختر مي خوااااااااااااااااااااااااااااااام![]()
![]()
راستي شما ميخواين به كي راي بدين؟؟تو نظرات واسم بذاريد.منتظرم!
فعلا بايد برم..آخه مامي بابيم از اصفهان اومدن .يكم برم پيششون كه نگن چه دخترومون بي معرفته![]()
نيستم به خدااااا....![]()
چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم . »
(دکتر شريعتي )
خوبید؟من که توپ توپم..این ۲روز همایش فیزیک خیلی توپ بود.دیروز تئوری و عملی امروزم رصد داریم.منم العان تازه از مدرسه اومدم خسته و کوفته دارم میمیرم![]()
کتاب زیستمم گم کردم...![]()
فردا ام که ۲۲بهمن ۲۲بهمن روز آزادی ما روز فرار دشمن .. ۲۲بهمن ۲۲بهمن..(بقیش یادم نیست
.تا همین جاشو حالا حال کنید تا بعدا)
ولی باید بشینم درس بخونم.![]()
راستی ... راستی...
دیروز تو همایش فیزیک همه دور غرفه ها بودن و داشتن استفاده های علمی می بردن!!بعدش یه دختر پسره اومده بودن رو نیمکتای مدرسمون نشسته بودن واسه هم دلستر باز میکردن!همه تو کف بودیم که یه دفعه.........
ناظممون اومد پرتشون کرد از مدرسه بیرون..
پسره اصلا افتضاااااااااااااااح...![]()
خلاصه هرجوری بود تموم شد.خیلی ام خوب بود...انشالا بازم از این همایشا برگزار شه!
حالا من فعلا میرم تا بعد از رصد امروز دوباره میام براتون خبر میارم..![]()
گلای عزیزم..کوچولو های مهربون..خاله دیگه داره میره..![]()
فعلا..بای![]()
![]()
سلام وعلیک و ازاین صحبتا!
این روزا اتفاق خاص و هیجان انگیزی نمی افته!
نمی دونم چرا ولی خب فعلآ اینجوریه.
وقتیم که اتفاق هیجان انگیز نیفته من بی حال میشم و حس هیچ کاری رو ندارم.
یکم دچار روز مرگی شدم و خسته!
کلی کار دارم که انجام ندادم!
و مطمئنم که به زودی حالم اساسی گرفته میشه!
امروز یه چیزی فهمیدم.....نمیشه گفت چی فقط بدونین که من یه چیزی فهمیدم![]()
كارنامه هامونم دادن..حالم اساسي گرفته شده..!![]()
ولي كلا امروز خوشحالم آخه يه اتفاقي افتاد كه بازم نمي تونم بگم چي..فقط بدونيد يه اتفاقي افتاده كه خوشحال كننده است..![]()
پرسپوليسم اين روزا همش مي بازه..حالمونو گرفته!حالا ديروز مثل اينكه تونستن به زور ببرن.اونم يه تيم ته جدولي رو...دوست داشتم امسال برم پيششون ولي خوب كه بازي نمي كنن آدم رغبت پيدا نميكنه![]()
امروز باشگاه داشتم كه اونم نرفتم..آخه خواب موندم.خير سرم ۲اسفند آزمون دارم و هيچي از ضربه پاها حاليم نيست..كپسول اعتماد به نفسم من..
فعلا برم من ديگه...مراقب خودتون باشيد![]()
![]()
![]()
خيمه ها مي سوزد و شمع شب تارم شده در شب بيماريم آتش پرستارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ايم از چه ديگر شعله ها يار دل زارم شده
پيش از اين سقاي ما بودي علمدار حسين امشب اما جاي او آتش علمدارم شده
اي فلک جان مرا هر چند مي خواهي بسوز مدتي هست از قضا دل سوختن کارم شده
جز غم امشب پيش ما يار وفاداري نماند در شب تنهائيم تنها همين يارم شده
من که شب راتاسحربيخواب وسوزانم چوشمع از چه ديگر شعله ها شمع شب تارم شده
بس که اشک آيدبه چشمم خواب شب راراه نيست دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟
جز دو چشمم هيچکس آبي بر اين آتش نريخت مردم چشمان من تنها وفادارم شده
گر گلستان شد به ابراهيم آتش ها ولي سوخت گلزار من و آتش پديدارم شده
شعله هاي کربلا آتش به جانم زد حسان آتشين از اين جهت ابيات اشعارم شده
«حسان»
روزی که گل آدمو حوا بسرشتند................برنام حسین ابن علی گریه نوشتند
فرمود نبی در صفت گریه کنانش................البته که این طایفه از اهل بهشتند![]()

![]()
![]()
![]()
ترو خدا براي موفقيت امپراطور دعا كنيد...![]()
![]()
خدايا کفر نميگويم،
پريشانم،
چه ميخواهي تو از جانم؟!
مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي.
خداوندا!
اگر روزي ز عرش خود به زير آيي
لباس فقر پوشي
غرورت را براي تکه ناني
به زير پاي نامردان بياندازي
و شب آهسته و خسته
تهي دست و زبان بسته
به سوي خانه باز آيي
زمين و آسمان را کفر ميگويي
نميگويي؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خيز تابستان
تنت بر سايهي ديوار بگشايي
لبت بر کاسهي مسي قير اندود بگذاري
و قدري آن طرفتر
عمارتهاي مرمرين بيني
و اعصابت براي سکهاي اينسو و آنسو در روان باشد
زمين و آسمان را کفر ميگويي
نميگويي؟!
خداوندا!
اگر روزي بشر گردي
ز حال بندگانت با خبر گردي
پشيمان ميشوي از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت.
خداوندا تو مسئولي.
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن
در اين دنيا چه دشوار است،
چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
دکتر علی شریعتی