تبليغاتX
gharoghaT
gharoghaT
کنکوووووووووووووووووور.....!
کنکور دارم....

  

   فعلا نمیتونم !آپ کنم...باید بدرسم...

                   

                                              

 

      دلم براتون تنگ میشه...

                                  

                     برام دعا کنید...بای


لينك | نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 20:52 توسط pat|

۱.چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند


لينك | نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 17:25 توسط pat|
سير تكاملي تيپ و قيافه ي علي دايي


لينك | نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:50 توسط pat|
سانگ ایل گوک در ایران

بقيه ي عكس ها در ادامه ي مطلب...


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:33 توسط pat|
ضد حال اساسي
سلام....

اين روزا خيلي حالم گرفتس..حوصله ي هيچكس رو هم ندارم.با همه دعوام ميشه.هيچكسو هم نمي تونم تحمل كنم.اصلا حس تابستونم نيست.همش ضد حاله..

الانم خوابم نمي اومد گفتم بيام يكم آپ كنم تا شايد بهتر شم.ولي خودم ميدونم فايده نداره!!

تااااااازه دعوام شده با بابام اساسي..اين خواهر بزرگترا هم كه هميشه كاسه ي داغ تر از آشن.از مامان باباي آدم بدترن.البته من خودمم خواهر بزرگترمااا..به اين گلي!كاش همه خواهر بزرگا مثه من بودنفردا كلاس فيزيك دارم.تست هاي رو كه گفته بود حل كردم بعدشم كلاس زبان...تكليفاي اونم نوشتم.

اين روزا همش با بي انگيزگي روبرو شدم.فيلمارو هم ديگه بيخيال شدم.نگاه نميكنم...

كاشكي يه تغيير خفن اتفاق بيوفته يكم بيام رو فرم.رو حالت عادي!

به هر حال اگه شما ام حالتون گرفتس مي تونيد تو نظرات با من هم دردي كنيد اگه ام كه گرفته نيست كه خوش به حالتون

                            فعلا ميرم بخوابم.منتظر آپ بعديم باشيد..

                                                               دوستون دارم...باي


لينك | نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 1:43 توسط pat|
بعداز كلي 2...بازم سلام...
سلام به همه ي دوستان عزيز.خوبين؟چمول ممولين؟

من كه خوبم..خدارو شكر.امتاحانارو هم كه خوب دادم.اما اين فقط ۵۰٪ قضيه است..انشالا خوبم تصحيح كنن..البته اين يه مورد مهم تره

راستي تا يادم نرفته من ديروز نتونستم به خط خطي جون تولدشو تبريك بگم..ولي به جون  خودم يادم بود.حالا همين جا بهش ميگم

                     تولدت مبارك

 

تو اين يه مدت اصلا نتونستم آپ كنم.انشالا جبران ميكنم.

تابستونم شده...منم يادم مياد به آهنگ معروف و زيبايي  

تابستونه ...فصل شادي و خنده ... بچه ها توي كوچه گرم بازي مثل چندتا پرنده...فصل .......

الانا ديگه بايد يكم به علافي بگذرونيم تا ۱تير كه كلاساي تابستوني شروع شه.

منم دارم يكم زبان انگليش مي خونم در كناره علافي كه خيلي ام بيخود نگذره..البته بيشترشو خوابم

وقتي ام كه مي خوابم ديگه هيچي...همرو آب ميبره منو خوابراستي راستي بچه ي عمم به دنيا اومد.پسرهموندم آرزو به دل يه ني ني دختر تو خانواده ي ما به دنيا بيادمن ني ني دختر مي خوااااااااااااااااااااااااااااااام

راستي شما ميخواين به كي راي بدين؟؟تو نظرات واسم بذاريد.منتظرم!

فعلا بايد برم..آخه مامي بابيم از اصفهان اومدن .يكم برم پيششون كه نگن چه دخترومون بي معرفته

 

نيستم به خدااااا....

 


لينك | نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 20:11 توسط pat|
بعد از كلي..سلام..
سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

لينك | نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 18:30 توسط pat|
« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ، آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !...

 

چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم . »

 

 

(دکتر شريعتي )



لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 16:8 توسط pat|
سلام سلام سلام...

خوبید؟من که توپ توپم..این ۲روز همایش فیزیک خیلی توپ بود.دیروز تئوری و عملی امروزم رصد داریم.منم العان تازه از مدرسه اومدم خسته و کوفته دارم میمیرم

کتاب زیستمم گم کردم...

فردا ام که ۲۲بهمن ۲۲بهمن روز آزادی ما روز فرار دشمن .. ۲۲بهمن ۲۲بهمن..(بقیش یادم نیست.تا همین جاشو حالا حال کنید تا بعدا)

ولی باید بشینم درس بخونم.

راستی ... راستی...

دیروز تو همایش فیزیک همه دور غرفه ها بودن و داشتن استفاده های علمی می بردن!!بعدش یه دختر پسره اومده بودن رو نیمکتای مدرسمون نشسته بودن واسه هم دلستر باز میکردن!همه تو کف بودیم که یه دفعه.........

ناظممون اومد پرتشون کرد از مدرسه بیرون..پسره اصلا افتضاااااااااااااااح...

خلاصه هرجوری بود تموم شد.خیلی ام خوب بود...انشالا بازم از این همایشا برگزار شه!

حالا من فعلا میرم تا بعد از رصد امروز دوباره میام براتون خبر میارم..

                                             گلای عزیزم..کوچولو های مهربون..خاله دیگه داره میره..

                                                                                           فعلا..بای


لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 15:31 توسط pat|

سلام وعلیک و ازاین صحبتا!

این روزا اتفاق خاص و هیجان انگیزی نمی افته!

نمی دونم چرا ولی خب فعلآ اینجوریه.

وقتیم که اتفاق هیجان انگیز نیفته من بی حال میشم و حس هیچ کاری رو ندارم.

یکم دچار روز مرگی شدم و خسته!

کلی کار دارم که انجام ندادم!

و مطمئنم که به زودی حالم اساسی گرفته میشه!

امروز یه چیزی فهمیدم.....نمیشه گفت چی فقط بدونین که من یه چیزی فهمیدم

كارنامه هامونم دادن..حالم اساسي گرفته شده..!

ولي كلا امروز خوشحالم آخه يه اتفاقي افتاد كه بازم نمي تونم بگم چي..فقط بدونيد يه اتفاقي افتاده كه خوشحال كننده است..

پرسپوليسم اين روزا همش مي بازه..حالمونو گرفته!حالا ديروز مثل اينكه تونستن به زور ببرن.اونم يه تيم ته جدولي رو...دوست داشتم امسال برم پيششون ولي خوب كه بازي نمي كنن آدم رغبت پيدا نميكنه

امروز باشگاه داشتم كه اونم نرفتم..آخه خواب موندم.خير سرم ۲اسفند آزمون دارم و هيچي از ضربه پاها حاليم نيست..كپسول اعتماد به نفسم من..

                                                               

                            فعلا برم من ديگه...مراقب خودتون باشيد

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 18:52 توسط pat|
Powered By BLOGFA - This Template Designed By Babak B.O

جديدترين كدهای جاوا

</